آنگاه که تو را در برابرم مجسم می کنم و درباره ی تو می نویسم
قلم در دستم به گلی سرخ بدل می شود
آنگاه که نام تو را می نویسم ورقهای کاغذ زیر دستم مرا غافلگیر می کند و آب دریا از آنها سرازیر می شود
و پرندگان سفید نوروزی بر فراز آن به پرواز در می آیند و آتش در مداد پاکن من شعله ور می شود.
باران از میز تحریر من سرازیر می شود و شکوفه های بهاری بر روی سبد کاغذ پاره های من می روید
و از آن سبد کاغذ پاره ها پروانه های رنگارنگ و پرندگان به پرواز در می آیند به من بیاموز که چگونه
درباره ی تو بنویسم یا چگونه تو را فراموش کنم گواهی می دهم بر خلاف باد ، بر خلاف روزگار دشمنی ام
و بر خلاف دل و شهادت می دهم به عشق و ستاره ای در مدارهای ناخرسندی...
ترجمه ی شعر بانوی عرب
غادت السمان
پیوسته برم نماز آنجا که حبیب
با ابروی جفت ، طاق محراب زده
ببخشید چند وقتی بود که به روز نشدم ، گرم امتحانات دانشگاه بودم
سعی میکنم بیشتر بیام
نظر یادتون نره
موفق باشید.

