تبليغاتX
بي مرزترين دريا
بي مرزترين دريا


شعر



زندگی یعنی سفر زیارتی.

وقتی بهار را دیدی یاد پاییز هم باش.

پشت به خورشید کنی ، نور خورشید کم نمی شود ، تو از نور محروم می شوی.

خود را مستعد و آماده ی باران رحمت الهی کن .

دنیا مثلش مثل سایه است ، آیا کسی به سایه ی خود می رسد.

از حروف ، اسرار متولد می شوند . پس حروف را برای پادشاه عالم انتخاب کن.

محبت به انسان حرکت و بغض به انسان انجماد می دهد.

یتیم واقعی کسی است که علم و ادب ندارد.

از لحظه ها امواج محبت و عشق را بگیر.

ببین با چه کسی اشتراک و سنخیت پیدا کردی.

اگر غرورها از بین رفت ، محبت حاکم می شود.

گنج در خرابه است ، پس ای عزیز فقط ظاهر را مبین.

هر چه غذا لطیف تر باشد ، زودتر در هوای آزاد فاسد می شود.

در تاریکیها و غمهای انسانها ، مانند ماه سخی باش ، تا دلهای دریا گونه را به عشق و جذر و مد بکشی.

آتش  غم های دیگران را کم کن ، نه زیاد.


اگر سایه تاریک است ، از دیوار است نه از خورشید.

با یک کلید ،  دو در باز نمی شود ، پس هر کاری راه و کلید خاص خود را دارد.

اگر توانستی از سایه ی ظاهری خودت فرار کنی ، پس می توانی از سایه های باطنی خودت که اعمالت هست ، فرار کنی!


مرغ حقایق و زیباییها را در قفس لفظ حبس مکن.


انسانها از فصول سال هم باید درس بگیرند:

از بهار : طراوت

از تابستان : حرارت 

از پاییز: عصمت

از زمستان : صداقت

 

+ نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت 15:20 توسط م.م.ص |