تبليغاتX
بي مرزترين دريا
بي مرزترين دريا


شعر



 

وقتی بهار می شود ، برگها شکوفا می شوند . پس از بهار دعا کردن یاد بگیریم و

دستهایمان را بالا ببریم و در پاییز شاخه ی درختان خم می شود ، سجده را یاد بگیریم.

 

 

در روایت عشق است که : زلیخا گفت : از زمانیکه عاشق یوسف شدم ، هرگز چاقو به دست نگرفته ام زیرا چاقو برنده است و عشق سر حیات و عامل اتصال است .وصال عشق چه تناسب با برندگی و سوزندگی دارد؟!!

 

 

عشق دو طرفیست و دو بعدی : الف – عشق عاشق ب- عشق معشوق

 

تا که از جانب معشوق نباشد کششی

 

کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد.

 

 

شبنم و سیل هر دو متولد یک مادرند ، ولی شبنم مستقیم از آسمان آمد و هدفش گلی شد که تمام عمرش را صرف جذب امواج محبت کرد و لطیف و معطر و هدیه انسانها در تمام عوالم شد . ولی سیل هدفش گل نشد و امتزاج با خاک ناپاک پیدا کرد و سیل شد و مخرب!!

 

 

به دیواره ی دل خودت حرفهای عاشقانه بنویس.

 

 

عارفی می گفت در خلوتی به شیشه گفتم : چرا قیمتی شدی ؟ گفت : ظاهر و باطنم یکی است.

 

به نی گفتم : چرا می سوزی ؟ هستیم را نفی کردم ، گفتم : نیم ، پس دروغ گفتم ، سوختم .

 

به طلا گفتم : چرا محبوب انسانها شدی ؟ گفت که در زیر زمین و در معادن تحمل قدمهای

 

انسانها کردم و این تواضع مرا قیمتی کرد.

 

به شمع گفتم : چرا می سوزی ؟ گفت مرا از موم ساختند ، زیرا که زنبور عسل ، هر چه از گلهای معطر تغذیه کرد ؛ عسل شد و هر چه از گلهای تلخ تغذیه کرد ، موم شد و سوختنی .

 

اولی عسل ، خوراک انسان شد و دومی موم ، خوراک آتش.

 

 

بهترین  سلاح عاشق و معشوق  گریه است .

 

 

اگر  شبی دیده تان تر شد ما را از دعای خیرتان فراموش نکنید.

 

+ نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 20:6 توسط م.م.ص |