وقتی بهار می شود ، برگها شکوفا می شوند . پس از بهار دعا کردن یاد بگیریم و
دستهایمان را بالا ببریم و در پاییز شاخه ی درختان خم می شود ، سجده را یاد بگیریم.
در روایت عشق است که : زلیخا گفت : از زمانیکه عاشق یوسف شدم ، هرگز چاقو به دست نگرفته ام زیرا چاقو برنده است و عشق سر حیات و عامل اتصال است .وصال عشق چه تناسب با برندگی و سوزندگی دارد؟!!
عشق دو طرفیست و دو بعدی : الف – عشق عاشق ب- عشق معشوق
تا که از جانب معشوق نباشد کششی
کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد.
شبنم و سیل هر دو متولد یک مادرند ، ولی شبنم مستقیم از آسمان آمد و هدفش گلی شد که تمام عمرش را صرف جذب امواج محبت کرد و لطیف و معطر و هدیه انسانها در تمام عوالم شد . ولی سیل هدفش گل نشد و امتزاج با خاک ناپاک پیدا کرد و سیل شد و مخرب!!
به دیواره ی دل خودت حرفهای عاشقانه بنویس.
عارفی می گفت در خلوتی به شیشه گفتم : چرا قیمتی شدی ؟ گفت : ظاهر و باطنم یکی است.
به نی گفتم : چرا می سوزی ؟ هستیم را نفی کردم ، گفتم : نیم ، پس دروغ گفتم ، سوختم .
به طلا گفتم : چرا محبوب انسانها شدی ؟ گفت که در زیر زمین و در معادن تحمل قدمهای
انسانها کردم و این تواضع مرا قیمتی کرد.
به شمع گفتم : چرا می سوزی ؟ گفت مرا از موم ساختند ، زیرا که زنبور عسل ، هر چه از گلهای معطر تغذیه کرد ؛ عسل شد و هر چه از گلهای تلخ تغذیه کرد ، موم شد و سوختنی .
اولی عسل ، خوراک انسان شد و دومی موم ، خوراک آتش.
بهترین سلاح عاشق و معشوق گریه است .
اگر شبی دیده تان تر شد ما را از دعای خیرتان فراموش نکنید.
